جستجو

تبلیغات



چارلز لمبرت

    شخصی تعریف میکرد: یه همکارداشتم سربرج که حقوق میگرفت تا15روزماه سیگار برگ میکشید،
    بهترین غذای بیرون میخورد
    ونیمی از ماه رو غذا ی ساده از خونه می آورد،
    موقعی که خواستم انتقالی بگیرم کنارش نشتم گفتم تا کی به این وضع ادامه میدی ؟
    باتعجب گفت: کدوم وضع!

    گفتم زندگی نیمی اشرافی نیمی گدایی...!!
    به چشمام خیره شد وگفت:تاحالا سیگار برگ کشیدی؟گفتم نه!
    گفت:تا حالا تاکسی دربست رفتی؟ گفتم نه!
    گفت:تا حالا به یک کنسرت عالی رفته ای؟ گفتم نه!
    گفت:تاحالا غذای فرانسوی خورده ای؟گفتم نه!
    گفت:تاحالا تمام پولتو برای کسی که دوستش داری هدیه خریدی تاخوشحالش کنی؟ گفتم نه!
    گفت:اصلا عاشق بوده ای؟ گفتم نه!
    گفت:تاحالا یک هفته از شهر بیرون رفته ای؟ گفتم نه!
    گفت اصلا زندگی کرده ای؟با درماندگی گفتم اره...نه...نمی دونم...!!
    همین طور نگاهم میکرد نگاهی تحقیر آمیز...!!
    اما حالا که نگاهش میکردم برایم جذاب بود...
    موقع خداحافظی تکه کیک خامه ای در دست داشت تعارفم کرد و یه جمله بهم گفت که مسیر زندگیم را عوض کرد،
    اوپرسید:میدونی تا کی زنده ای ، گفتم نه!
    گفت:پس سعی کن دست کم نیمی از ماه را زندگی کنی....!!
    چارلز لمبرت۰۰۰


    مطالب جالب
    این مطلب تا کنون 37 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ دوشنبه 19 مرداد 1394
    منبع
    برچسب ها : گفتم ,تاحالا ,حالا ,نیمی ,زندگی ,
    چارلز لمبرت

تبلیغات


    تبلیغات شما در این قسمت

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز دوشنبه 7 فروردين 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر